الفيض الكاشاني

مقدمه 43

مجموعة رسائل ( فارسى )

نيز پنهان است با كمال پيدايى « لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً * وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ » « 1 » . هرچه در فهم تو گنجد كه من آنم نه من آنم * هرچه در خاطرت آيد كه چنانم نه چنانم « 2 » * * * در ره عشق نشد كس به يقين محرم راز * هر كسى بر حسب فهم گمانى دارد « 3 » هميشه بود و هست و باشد و دائماً سِجال « 4 » فيض و زلال رحمت بر سر بندگان پاشد . همه چيز به او قائم است و او به ذات خود قائم و همه كس به او محتاج است و او از همه بىنياز و بر همه حاكم ، هرچه خواهد كند و بايد ، و هر چه نخواهد نكند و نبايد . دست رَد بر حكم او نهادن نشايد و قضاى او را تغيير و تبديل از پى نيايد ، إن الحكم إلا لله الْعَلِيِّ الْكَبيرِ « 5 » . جز حقّ حكمى كه ملك را شايد نيست * حكمى كه ز حكم حقّ فزون آيد نيست هر چيز كه هست آنچنان مىبايد * آن چيز كه آنچنان نمىبايد نيست « 6 »

--> ( 1 ) - طه : 110 - 111 . : « دانش آنان او را فرانگيرد * و چهره‌ها در برابر خداى زندهء پاينده خوار و فروتن باشند » . ( 2 ) - در ديوان سنائى غزنوى اين گونه است : هرچه در خاطرت آيد كه من آنم نه من آنم * هرچه در فهم تو گنجد كه چنينم نه چنانم ( 3 ) - ديوان حافظ . و در برخى از نسخه‌هاى ديوان : « بر حسب فكر » مىباشد . ( 4 ) - جمع سَجل : دلو بزرگ . ( 5 ) - : « حُكم [ و فرمانروايى ] جز خداى و الا و بزرگ را نيست » . برگرفته از آيهء 40 سورهء 12 : « إِنِ الْحُكْمُ إِلّا للَّهِ » و آيهء 12 سورهء 40 : « فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ » . ( 6 ) - بيت نخست در ديوان بابا افضل اين گونه ثبت است : جز حقّ حكمى كه حكم را شايد نيست * حكمى كه فزون ز حكم او آيد نيست و ابيات متن در يك نسخه و نيز در كشكول شيخ بهائى به خواجه نصيرالدّين طوسى منسوب شده ، و در آن : « بر حقّ حكمى كه ملك را شايد نيست » مذكور مىباشد .